اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است
من دریا را تقدیمت میکنم . . .


:::
:::

ضربان قلبم
با تو : _\/_\/_\/_
دور از تو : _\_\ _\_
بدون تو : _____


:::
:::

شیرینم تـقصـیر تـــو نیـست …
حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده
کـه تـو نصـیب دیــــــگری شـدی …!

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟
بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد
یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت
کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟
خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !


فاصله گرچه دست های ما را از هم جدا کرد
ولی خوشحالم که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود


به فیلم زندگی ام که فکر میکنم
به مردن علاقه مند می شوم
شاید
آن موقع یک بار دیگر دیدمت!!


لبریز غزل بیا همی آهسته
چون آیه بخوان مرا کمی آهسته
آهسته مرا رها بکن از سر عشق
تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .


آتش گرفتن ای غم و افروختم بس است
یک دم رها نمی کنی ام سوختم بس است
سنگین شدم ز درد و چو سنگی به در خویش
خون را چو لعل در جگر اندوختم بس است


من که نباشم دنیا یک “من”کم دارد
تو که نباشی من یک “دنیا” کم دارم . . .


وقتی خسته ام
وقتی کلافم
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است …که میشکنم


بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد
یا آن که گدایی محبت شده باشد
خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است
بگذار که آیینه نفرت شده باشد


به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد
چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست . . .


برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری
بعد، می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی
(شمس لنگرودی)


زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم
آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم . . .


شیشه های شکسته تعویض می شوند
پل های شکسته ، تعمیر
آدم های شکسته ، فراموش . . .


دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟


اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام / خارم ولی به سایه ی گل آرامیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق / همچون بنفشه سر بر گریبان کشیده ام .


روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد
اگر باران بند بیاید از این خانه می روم . . .


لعنت به تو ای “دل”

که همیشه جائی جا می مانی

که تو را نمی خواهند…!!


لحظه‌ های با تو بودن ، از عمرم حساب نمی شوند !
از آخرتم حساب می شوند ، از بهشت !!!


باورکن خیلی حرف است

وفادار دستی باشی، که حتی یک بار هم لمسشان نکردی.


از اینجا تا هر کجا که نیستی ، با تمام خیال دوستت دارم !


میدونى فرق تو با کبوتر چیه ؟ اون از قشنگیش اسیر میشه ، تو با قشنگیت اسیر میکنى !


هرچند تنهایی را دوست ندارم اما دوست دارم در قلب تو تنها باشم تنـــهای تنـــها …



درد هایم دلنشین می شوند وقتی درمان تویی !



هیچگاه نفهمیدم چه رازیست بین دل و دستم؟

از دستم رفت، به هرچه دل بستم…



باید برای زمستان کتی گرم بخرم،

با جیب هایی برای دستانم،

تن های تنها،زود یخ میزنند…



به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم …
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم …


جانباز چند درصد است؟

او که در حادثه ی عشق

قلب و غرور خود را از دست داده است؟!


باید برای زمستان کتی گرم بخرم،

با جیب هایی برای دستانم،

تن های تنها،زود یخ میزنند…


هیچگاه نفهمیدم چه رازیست بین دل و دستم؟

از دستم رفت، به هرچه دل بستم…


درد هایم دلنشین می شوند وقتی درمان تویی !


هرچند تنهایی را دوست ندارم اما دوست دارم در قلب تو تنها باشم تنـــهای تنـــها …